پایان نه ماه انتظار
پایان نه ماه انتظار... و اکنون در آغوش منی و شروعی دوباره ... از نو ... با تو ... به شکرانه پدر و مادر شدنمان جشن می گیریم . برای بودنت لحظه به لحظه از جانمان مایه می گذاریم. لبخند تو با چشمانی زیبا...و این یعنی بودن. رستن. پایداری و خواستن. الهی... کودکم، یگانه هستی ام ، در پناه تو عزیز دل مامان و بابا در تاریخ دوشنبه 21/05/1392 ، ساعت 22:45 به این دنیای پا گذاشت... پسر عزیزم در لحظه تولد3.450 گرم وزن و 52 سانتی متر هم قد داشت. به خواست خود من بابا امید تو گوشت اذان و اقامه و همچنین اسم قشنگت رو گفت... فردای اونروز باهم اومدیم خونه و تو روشنایی خونه ما شدی... ...
نویسنده :
مامان نازی
1:16



