ایلیا خانایلیا خان، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

ایلیا ناز مامان و بابا

شادی مامان

این روزها خیلی خوشحالم. بیش از اندازه... دلم می خواد تمام دنیا رو توی خوشحالی خودم شریک کنم. بالاخره پس از11 ماه و سه روزرفت و آمد هر روزه به دهدشت ، انتقالی بابا امید درست شد . به دستور مدیر کل با استعفای بابا امید از ریاست موافقت کردن و روز 12 خرداد روز تودیع و معارفه رئیس جدید بود. آقاااااااااااااااااااای دکتر افشاری مبارکههههههههههههههههههههههه ...
14 دی 1393

تنبیه

چند وقته خیلی شیطون شدی و مدام در حال بازیگوشی هستی. حتی کمتر غذا می خوری و کمتر هم می خوابی. صبح ها زود بیدار میشی و ساعت 11 می گیری می خوابی ،ساعت 2 هم بیدار میشی. بیچاره بابا امید وقتی از سر کار بر می گرده تازه باید با تو هم بازی کنه. یه روز ظهر که داشتی شیطتنت میکردی من و بابایی برای تنبیه انداختیمت تو لباسشویی اما چه تنبیه جالبی بود و کلی خندیدیم.... ...
14 دی 1393

سفر شیراز

توی اردیبهشت ماه یه سفر رفتیم شیراز. به قول بابا امید اریبهشت شیراز یه چیزه دیگه ست. جاده بوان(آبشار طاها)   اول از هرکاری رفتیم پابوس آقا احمد بن موسی کاظم (شاهچراغ) تبارک الله ازاین روضه رفیع مقام                       که هست مدفن شاهچراغ خیر انام سه روز شیراز بودیم و به فامیلامون سرزدیم. اما متاسفانه عمو حمید تصادف کرده بود و ما برگشتیم گچساران. ...
12 دی 1393

14 فروردین

روز 14 فروردین هم به همراه آنا جون و عمه ناهید و نادیا و البته مامان و بابا امید رفتیم امامزاده جعفر طبیعت زیبای گچساران(مزارع گندم) ...
11 دی 1393

13 بدر

همیشه سیزده بدر پر از خاطرات شیرین دور هم بودنه. البته امسال با وجود تو شیرین تر هم بود  امسال هوا بارونی سرد بود و ما مجبور شدیم نوبتی گل پسرمون رو توی ماشین نگه داریم.اما چند دفعه هم دزدکی وبدون اجازه من از ماشین اومدی بیرون . فکرکنم میخواستی واسه درست شدن انتقالی بابا امید سبزه گره بزنی وقتی از سیزده بدر برگشتیم رفتیم خونه آنا جون. اونجا جمع همه جمع بود. یه اتفاق جالبی که اونجا افتاد این بودکه آقا کیوان(پسر دایی بابایی) چراغ گوشیشو روشن کرد و یه دفعه تو چهار دست و پا برای گرفتن گوشی راه افتادی. وااااااای چه صحنه جالبی بود. همه هورا می کشیدن و دست میزدند  بلللللله بالاخره عشق چراغ گوشی باعث شد که شما ...
11 دی 1393

خبر بدین به قندون

خبر بدین به قندون         ایلیا داره یه دندون   بالاخره پس از یه مدت اذیت کردن ها و بی قراری ها والبته غذا نخوردن، در تاریخ 10/1/1393 متوجه شدم که تو دهن پسر گلم یه دونه مروارید توچولو جوونه زده                         سلام سلام صد تا سلام          من اومدم با دندونام                         می خوام نشونتون بدم  &nbs...
11 دی 1393
افراد آنلاین : 1
بازدید امروز : 22
بازدید دیروز : 103
بازدید هفتگی : 220
کل بازدیدها : 52,405