سفر شیراز
عزیز دل مامان و بابا سلام. گل پسرم دیگه واسه خودش یه پا مرد شده و بدون بهانه و اذیت توی مهد میمونه. صبحها ساعت 8 من و جیگرکم باهم میریم به سمت مهد کودک .چند دقیق اول هم میمونم و وقتی سرگرم بازی میشی برمیگردم خونه. به مربی مهد هم میگید عمه آیه. چند تا دوست به اسمهای سامیار، معید و حسین آقا داری. شما و معید و سامیار بچه های نیمه شیطونی هستید ولی حسین آقا فوق العاده شیطون و بازیگوشه. 12 خرداد به مناسبت جشن عقد محمد آقا(پسر عموی مامان) یه سفر رفتیم شیراز. سفر خوبی بود و خیلی از اقوام و دوستانمون رو دیدم. یه ظهر هم رفتیم خونه مهندس سمندریان(همسایه ی دهدشتمون). اونجا کلی با مینا و بهار و شیرین (دختر خاله ی مینا وبهار) بازی کردین. یه شب ه...
نویسنده :
مامان نازی
15:47











