تولدت مبااااااااارک
در دوردستها که خدامیان چشمهایت خانه کرده بود...
من بیقرار منتظر آمدنت بودم و توکه انگار دل نمی کندی از لبهای فرشتگان .طنین آوازتوبود وانگار که گوشهایم جزتو نمیشنید...
خداوند تورا به من هدیه دادو من همیشه دلشوره دارم از اینکه شاید آنچه میپنداشتم نباشم ...
نفس هایت که به گونه هایم ساییده می شودانگار آرامش بهشت را به چشمهایم میفرستی.
دستهایت که می چرخد ومیان دستهایم پنهان می شود...خنده هایت که ریش میشوم وعاشق چشمهایت که عمق نگاهم را می کاود و من همیشه تو راکم داشته ام.
از داشته هایم دلتنگ که میشوم انگارصدای توست ، تنها نوازشی که مرا بخودفرو میبرد که توفرشته ای یا نه؟نمی دانم...
اما همین بس که چشمهای خداوند میان دستهای من وتوپیداست.
آرام جان من....فقط این را میدانم که خداوند تورا با فرشته ها پیوند زده اند.
و من همیشه دوستت خواهم داشت...
پسرم، عزیز تر از جانم امروز روز میلاد توست. روزی که خداوند بزرگ تو رو به ما هدیه داد و ما همیشه خداوند رو به خاطر این هدیه ی بزرگ شاکر و ممنونیم.
امروز برایم تکرار آن روز فراموش ناشدنی است...روزی که پلک جهان می پرید
دلم گواهی می داد اتفاقی می افتد ،اتفاقی می افتد...
و لحظاتی بعد ، فرشته ای از آسمان فرود آمد در دامان من دنیا صدای گریه کودکی را شنید که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است...
امروز روزی است که تو به دنیا آمدی... همان روز زیبایی که خداوند مهربانم با تمام عظمتش به زمین لبخند زد و بهار را به یمن حضورت به ما بخشید...
پسرزیبای من ، می خواهم امروزم را فقط به تو فکر کنم... به زمانی که چشم گشودی و آغوش زمان ضربان قلبم را با تو یکی نمود و دنیایم با تو آغاز شد و به یمن حضور تو من مادر نام گرفتم...
پسرم ،دنیای من امروز برای من فقط یک روز تولد معمولی نیست بلکه روز تولد تمام شادی های عالم است...
امروز سالروز شاد شدن من به خاطر وجود دوباره توست...
امروز روزی است که عاشقانه خدا را شکر می گویم برای داشتن تو...
این را بدان همیشه و همیشه قشنگترین صدای زندگی من تپش قلب توست و باشکوه ترین روز زندگیم روز تولد توست
پس همیشه برایمان بمان و بدان که عاشقانه دوستت داریم.
برای تولد امسالت تم انگری بردز رو انتخاب کردم و کلی سعی کردم تا چیزهایی که طراحی میکنم قشنگ و شاد باشه . البته بعضی وقتا که مینشستم پای کامپیوتر شماهم همراهم بودی و کمکم میکردی و هرجا عکس خودت رو میدیدی سریع میگفتی من من. بعد هم همه رو باهم بردیم چاپ کردیم و به کمک بابا خونه رو آذین بستیم.
21م صبح رفتیم شبکه بهداشت قد92سانتیمترو وزن12.5 کیلو که نمودار وزنت رو به پایین بود و برای دوسالگی وزن کمیه.
عصرهم رفتیم از شیرینی فروشی کیک رو گرفتیم . بعد هم آتلیه . وااااای فکر کنم عکسهات خیلی خوشگل بشن . بی صبرانه منتظرم که زودتر آماده بشن.
اما از شیطنتهای جنابعالی بگم که اصلا همکاری نکردی . دورو برت که شلوغ شد دیگه اصلا حرف گوش نکردی و حسابی آتیش سوزوندی
حتی نتونستم درست و حسابی ازت عکس بگیرم
بریم سراغ عکسهایی که داریم...
![]()
![]()
![]()













این جای دستای خوشگلته.



هی انگشت میزدی به کیک و میخوردی اثر جرمت هم از دور دهنت پیداست




![]()
![]()
![]()
خب حالا بریم سراغ کادو ها
بابا امید

هدیه مامان به گل پسرم

پدر بزرگ و آنا

هدیه آناجون

عمو حمید

عمه صغری

عمو مجید و خاله مریم

عمه ناهید

عمه نادیا
دست همگی درد نکنه. خیللللللی زحمت کشیدن.انشالله جبران کنیم.تولد بگیییریم.هدیه بدیم.فدااااااات.بوس بوس


تولدت مبااااااااارک 



