سرگرمی های جدید
سلام عزیز تر از جانم. این روزها با برنامه های جدیدی که برات چیدیم حسابی سرگرمی و خدا رو شکر از جیغ زدنهات هم خبری نیست.
بازیهای زیادی رو یاد گرفتی. یه پا نقاش شدی، موقع سفره پهن کردن کمک میکنی. وقتی غذات رو میخوری زود قاشقت رو میبری میندازی توی سینک ظرفشویی و مثلا به جای کمک کردن سفره رو بلند میکنی که بتکونی برام .
از همه مهمتر حرف گوش کن تر شدی.
فکرکنم منم مامان تر شدم.![]()

یکی از بازیهای این روزهات اینه که توپت رو بیاری بدی به من و بگی ماما، و بعد با اشاره بفهمونی که با بابا امید بازی کنیم.
ما هم باید والیبال بازی کنیم تا شما بخندی و لذت ببری هر وقت هم که توپ می افته شما نقش توپ جمع کن رو داری. یه بار این بازی رو برات نقاشی کردم ، کلی از دیدنش کیف کرده بودی ...

مدام در حال دیدن کارتونهای خاله ستاره هستی. یکی از مهمترین علایقت اینکه که وقتی خاله ستاره میگه توی ده شلمرود حسنی دیگه تنها نبود تو بلند بلند بخندی و قه قه بزنی.![]()
![]()
وقتی هم که کارتونهای مرزبان نامه رو میبینی منم باید همخونی کنم وشما به جای نگاه کردن به تلویزیون منو نگاه میکنی.


ساعت 10:30شب در حال دیدن کارتونهای مرزبان نامه![]()
![]()
وقتی که میریم پارک سرکوچه فقط دوست داری تاب بازی کنی
اما تا میبینی یه نفر رفت سمت الاکلنگ سریع میپری پایین و بدو بدو سمت الاکلنگ. وقتی هم که سوار میشی حتما باید الاکلنگ بخوره زمین تا شما بپری هوا و قه قهقه بزنی.
وقتی ازت میپرسم ایلیا آقا گاوه چی میگه ؟ دماغت رو میگیری و میگی مــــــا،
بعبعی چی میگه پسر گلم؟ بَ بَ.
خب حالا بگو ببینم هاپو کوچولو چی میگه؟ هاپَ
الهی من قربونت برم که اینقده ماهییییییییی![]()
![]()
اینم یه سرگرمی دیگه



مثلا داشتم برای عیدی، برای بابا امید کیف چرم درست میکردم که به برکت وجود جنابعالی لو رفت![]()
![]()





سرگرمی های جدید 
