پس لرزه های از شیر گرفتن
عزیز دل و جیگرمامان، خیلی خیلی دوستت دارم از وقتی از شیر گرفتمت احساس می کنم فاصله ی بینمون زیاد شده . چند روز بعد از شیر گرفتنت مثل اینکه هنوز باور نمی کردی که دیگه از می می خبری نیست ولی بعد از چند روز که متوجه شدی با من بد شدی. هروقت چیزی می خواستی یا کاری میکردی که نباید انجام میدادی و بهت می گفتم نه میومدی و منو میزدی یا گاز میگرفتی و میگفتی ماما اَه. دیگه توی بغلمم نمیومدی، خاک گلدونها رو میریختی، همش دوست داشتی با بابا امید و عمو حمید باشی. هنوز هم یه وقتایی یادت می افته و میگی می می. وقتی میگم بیا تا بهت بدم خودت میگی اَی اَی. خدا رو شکرغذا خوردنت خیلی خوب شده صبح که از خواب بیدار میشی حتی اجازه نمیدی دست و صورتت رو بشورم یا...
نویسنده :
مامان نازی
16:40









